خرید بک لینک
بعضی وقتا دلت میگیره، دوس داری گریه کنی. از دسته یه نفر ناراحتی. شاید دوسش داشته باشی، ولی خیلی از اون ی نفر دلخوری. حسه بدیه. ترکیب دوس داشتن و یه جورایی تنفر. نمیدونم این ناراحتی چه عواملی میتونه داشته باشه ولی یه حالت اینه که اون یه نفر بهت بیاهمیتی کنه! دیگه اون موقع از دستش ناراحت میشی، اصلا دوس نداری باهاش صحبت کنی، فقط میخوای در مورش فکر کنی، عذاب بکشی، اعصابت خورد بشه، در سر حد مرگ پیش

برچسب: ناراحتم, نویسنده: بهار نجفی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:25

بعضى وقتا رفتن رو انتخاب ميكنى! اين جنس رفتن فرق ميكنه، به خاطر خودت نميرى، به خاطر اينكه به راحتى برسى نميرى. به خاطر اينكه طرف مقابلت زندگى راحت تر داشته باشه ميرى. ينى اگه بدون تو زندگى بهترى داشته باشه و تو دوسش داشته باشى، قطعا بايد برى، چون دوسش دارى. ديگه. البته بعضيا براشون مهمه زندگيشون راحت باشه، اينكه بتونن هر چيزى بخورن، هر چيزى بخرن و بيشتر از لحاظ مالى ميخوان تامين باشن. نميگم اينج

برچسب: ماندن, نویسنده: بهار نجفی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:25

الان ك دارم فكر ميكنم، ميبينم كه آرامش، با فكر و خيال، رابطه تضاد داره! ينى اگه الان دارى فكر و خيال ميكنى، الان ذهنت آشفتس، آرامش ندارى، آشوب دارى. حسِ خوبى نيست. وقتى در مورد عارفه چيزى ميفهمم، ذهنم به هم ميريزه، فكر و خيال ميكنم و حتى خوابم نميبره، هر چند اون قضيه مهم نباشه. مخصوصا الان كه فهميدم يه چيزى رو ب من نگفته، در حالى ك قبلا ازش پرسيده بودم. نميدونم چرا اين قضايا بايد پيش بياد، چرا

برچسب: نيست؟, نویسنده: بهار نجفی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:25

صفحه بندی